کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 12 شهريور ماه ، 1389
 
منوی اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
دیگر بخشها
بخش کاربری
مطالب سایت
بخش خبری
امکانات سایت

وضعیت آنلاین
در حال حاضر 12 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش امديد ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .

پیغام کوتاه

فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.

فال حافظ
تفالی به دیوان حافظ

 

تالار گفتمان
اخرين مطالب ارسالي

نمونه سوالات ترم دوم 89-88
ارسال شده توسط saeedgolkar در مورخه : شنبه، 6 شهريور ماه ، 1389

هر چه دل تنگت مي خواهد...
ارسال شده توسط sarahasanlo در مورخه : جمعه، 1 مرداد ماه ، 1389

نياز سريع به كمك /پايتون
ارسال شده توسط sarahasanlo در مورخه : سه شنبه، 22 تير ماه ، 1389

تجربيات يك دانشجو از ارشد88
ارسال شده توسط sprightly در مورخه : شنبه، 19 تير ماه ، 1389

آمادگي براي كارشناسي ارشد 89
ارسال شده توسط enayati در مورخه : پنجشنبه، 3 تير ماه ، 1389

جزوه - اسلايد- ترجمه -حل تمرين
ارسال شده توسط asal_n در مورخه : شنبه، 22 خرداد ماه ، 1389

نمونه سوالات فناوري اطلاعات
ارسال شده توسط saeedgolkar در مورخه : جمعه، 14 خرداد ماه ، 1389

نمونه سوال چند رسانه ايي
ارسال شده توسط asal_n در مورخه : جمعه، 14 خرداد ماه ، 1389

نمونه سوال IT براي مديران
ارسال شده توسط asal_n در مورخه : جمعه، 14 خرداد ماه ، 1389

نمونه سوال فناوري اطلاعات 2
ارسال شده توسط asal_n در مورخه : جمعه، 14 خرداد ماه ، 1389

نمونه سوال امنيت شبكه
ارسال شده توسط asal_n در مورخه : جمعه، 14 خرداد ماه ، 1389

لينك جديدسوالات تحليل و ...
ارسال شده توسط farahani89 در مورخه : شنبه، 1 خرداد ماه ، 1389

نمونه سوالات ميانترم rup
ارسال شده توسط ali9000 در مورخه : پنجشنبه، 30 ارديبهشت ماه ، 1389

پروژه rup
ارسال شده توسط farahani89 در مورخه : پنجشنبه، 30 ارديبهشت ماه ، 1389

تاريخ امتحان ميان ترم rup
ارسال شده توسط farahani89 در مورخه : سه شنبه، 28 ارديبهشت ماه ، 1389

امتحان ميانترم تحليل و طراحي..
ارسال شده توسط ali9000 در مورخه : شنبه، 25 ارديبهشت ماه ، 1389

نمونه سوالات نیمسال اول 88-89
ارسال شده توسط navid_IT در مورخه : يكشنبه، 19 ارديبهشت ماه ، 1389

تكليف كلاسي...
ارسال شده توسط farahani89 در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

شبيه سازي
ارسال شده توسط sprfnk در مورخه : دوشنبه، 16 فروردين ماه ، 1389

فوري فوتي-تحليل و طراحي شي گرا
ارسال شده توسط farahani89 در مورخه : يكشنبه، 15 فروردين ماه ، 1389


[ وبگاه حسن عسكرزاده ]

بالاخره خدا بزرگتر از سلطان محموده

يه خبر خوش
فكر ميكنم همتون تو اين چند روز درگير موضوع ارايه نشدن درس تو تابستون بوديد . البته هنوز همه چيز حل نشده ولي در حاشيه همايش امور فرهنگي ها كه با حضور آقايان دكتر حسيني رئيس دانشگاه و دكتر فتح اللهي معاون فرهنگي و دانشجويي و دكتر ترابي مديركل فرهنگي و معاون فرهنگي و اجتماعي وزير و روساي همه دانشگاههاي استاني برگزار شد و من هم يك كارگاه روش بكارگيري كامپيوتر در امور فرهنگي را داشتم . مخصولا در كارگاه روش سنجش حساسيت دانشجوها به اخبار رو تو سايت خودم نشون دادم كه مثلا با خبر تغيير رييس دانشگاه تعداد هيت هاي سايت تغييري نكرده بود اما با خبر عدم ارايه دروس تعداد هيتها دو برابر شده و اين نشون ميده چقدر دانشجو به اين موضوع حساسه و از طرفي هم نظراتتونو نسبت به اين خبر به همه حضار كه فكر ميكنم حدود 300 نفر بودند نشون دادم . نتيجه خيلي جالب بود . دكتر فتح اللهي به من گفت به بچه ها بگو نگران نباشند چون ما در هيات رئيسه داريم تصويب ميكنيم همه درسهاي ترم هاي 6 و 7 و 8 و 9 براي همه رشته ها در تابستون ارايه بشه .ضمنا تصويب شده كه دانشجويان دانشگاههاي ديگه هم ميتونن ترم تابستوني تو پيام نور بردارند كه البته اين هم خبر بدي نيست چون بچه هاي ديگه هم ميفهمند كه درس پاس كردن تو پيام نور كار ساده اي نيست . البته يه خطر ديگه هم وجود داره و اون اينه كه دوباره طراحان سوال براي نشان دادن كلاس دانشگاه سوالات خيلي غير عادي بدند ! اگر نظرتونو نسبت به اين حبر تو بخش نظرات بدين خيلي خوبه چون زمينه يه كارگاه ديگه براي معاونت فرهنگي و مديرانش ميشه .ضمنا هركس داستان ضرب المثل عنوان خبر رو ميدونه و از من نشنيده تو نظرات ، داستانشو بگه "بالاخره خدا بزرگتر از سلطان محمود بود " هر چند كه شب امتحانه و وقت زيادي ندارين اما گزارش و پاورپوينت اين همايش رو براتون تو سايت ميذارم ببينيد . راستي گروه حاميان هم بطور رسمي از طرف دكتر فتح اللهي به همه معرفي شد و از خدماتشون تو ايجاد سايت فرهنگي تقدير كردند . خام مهندس پارسا هم به نمايندگي از گروه به اين همايش دعوت شده بود و 15 دقيقه هم صحبت كرد



ارسال شده در مورخه : جمعه، 10 خرداد ماه ، 1387 توسط admin  چاپ مطلب

 
نام: [ کاربر جدید ]

موضوع:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : bex83zim
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

 
بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .

 
تشكر (امتیاز : 1)
توسط secret2h در مورخه : جمعه، 10 خرداد ماه ، 1387
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
سلام استاد فكر كنم اولين نفري كه اين خبر رو ميخونه من باشم . خيلي خيلي خوشحالم خبري خوبي هست اميدوارم كه اين تصميم عملي بشه و تنوع درسها هم براي ترم تابستون زياد باشه . درهرصورت از همه كساني كه زحمت ميكشند تشكر ميكنم به خصوص شخص شما كه توجه و لطفتون به دانشجو ها ثابت شده . موفق باشيد .



 
داستان خدا از سلطان بزرگتره (امتیاز : 1)
توسط Rahmati در مورخه : شنبه، 11 خرداد ماه ، 1387
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
به نام خدا سلطان محمود با ديدن خانمی در شهر به وزيرش دستور داد تا اون خانم رو به دربار بياورند. وزير پس از تحقيق به سلطان خبر داد که اون خانم همسر يک نجار است و امکان آوردن آن خانم به دربار وجود ندارد. ولي سلطان اصرار داشت که اين کار انجام بشه. به خاطر همين دستور داد که اون نجار تختي را با مشخصات ویژهای برايش بسازه. نجار هم قبول کرد و گفت حداقل دو ماه براي ساختن تخت وقت لازم دارد . سلطان که دنبال بهونه مي گشت از نجار خواست که دو روزه تخت رو برايش آماده کند و گفت در غير اينصورت نجار را اعدام مي کند. وزير موضوع را به نجار اطلاع مي ده و از او ن مي خواهد با خانواده اش فرار کنند و از شهر بروند ولي نجار با آرامش مي گه: "خدا از سلطان محمود بزرگتره" خانم نجار که خيلي از شنيدن خبر ناراحت شده بود از اون مي خواد که شهر رو ترک کنند ولي نجار مي گه "خدا از سلطان محمود بزرگتره" اصرار زن هيچ فايده اي نداشت و نجار در حاليکه شروع به ساختن تخت مي کرد، با آرامش اين جمله را تکرار مي کرد: "خدا از سلطان محمود بزرگتره" صبح روز موعود فرا مي رسه و وزير به همراه تعدادي از درباريان نزد نجار مياد و از اون مي خواد که بجاي تخت، تابوت سلطان رو بسازه!



 
ترم هاي 4 و 5 (امتیاز : 1)
توسط irmaan (irmaan@gmail.com) در مورخه : شنبه، 11 خرداد ماه ، 1387
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
چرا دروس ترم هاي 4و5 نه؟ ما خيلي عقب افتاديم از چارت بخاطر پيش نيازها. لطفا فكري بكنيد.



 
ممنون (امتیاز : 1)
توسط moham3212003 در مورخه : شنبه، 11 خرداد ماه ، 1387
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
استاد زحمات شما بينهايت متشكريم ولي تورو خدا ترمهاي 4و5 هم اراءه دهندكه پيشنياز كليه از دروس است استاد بجاي اينكه كليه دروسهاي 6و7و8و9 رابدهند كه دانشجويان فقط ميتوانند يك درس رابردارند بيان چند درس گلچين از كليه ترم ها بدهند.



 
اعتراض و تشكر (امتیاز : 1)
توسط faraz_mb (mb_faraz@yahoo.com) در مورخه : يكشنبه، 12 خرداد ماه ، 1387
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
سلام. براي من كه كلاس معني نداره. دانشگاه براي من عبارت بود از: خانه و كتابخانه. وصف استادانم رو خصوصي براي استاد مي فرستم. براي ما ترم بالايي ها پاس كردن درس تو تابستون خيلي حياتيه. استادي كه يك كلمه پر كاربرد انگليسي رو روي تخته اشتباه بنويسه يا اون يكي كه مثالهاي كتاب رو بعد از سه ترم تدريس نتونه حل كنه. يا اون يكي كه يك كلمه فارسي رو نتونه از روي كتاب بخونه مي خوام اصلا نباشه. استاد به داد ما برس. من كه از دانشگاه چيزي نفهميدم. دلم خوش بود اين تابستون هم 6 واحد پاس ميكنم. البته هوش و شبكه براي علوم كامپيوتري ها اختياري است. استاد به داد ترم آخري ها برس. با تشكر بسيار.



 
ترم 3-4-5- (امتیاز : 1)
توسط irmaan (irmaan@gmail.com) در مورخه : يكشنبه، 12 خرداد ماه ، 1387
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
استاد توررو خدا مدار الكتريكي و زبان ماشين و ساختمان داده و... اصلا با اين وضع دانشجويان فلك زده رشته هاي مهندسي حتي دروس پايه هم بايد اراپه بشه



 
تعداد واحدهاي تخصصي ترم تابستان (امتیاز : 1)
توسط secret2h در مورخه : يكشنبه، 12 خرداد ماه ، 1387
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
سلام من روي 6 واحد تخصصي تابستان حساب كردم اگه نتونم بگيرم يه ترم كامل به خاطر 6 واحد عقب ميوفتم . اينكه ميگن يه درس تخصصي بيشتر نميشه گرفت توي تابستان حقيقت داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



 
توکل به خدا (امتیاز : 1)
توسط amoozgar در مورخه : دوشنبه، 13 خرداد ماه ، 1387
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
استاد توکل به خدا میکنیم.انشاالله که واحد ارایه بدید. من این ترم حداکثر واحر رو برداشتم که فقط برام 6 واحد بماند و اون 6 واحد را بتونم تابستان بگیرم و بتونم 8 ترمه تمام کنم. یعنی این انصافه من به خاطر 6 واحد یه ترم عقب بیفتم؟اونم ترمه پاییزی که طولانی هست!!! اول خدا بعد کمک و یاری شما. ممنونم



 
خواهش (امتیاز : 1)
توسط galaxy در مورخه : دوشنبه، 13 خرداد ماه ، 1387
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
استاد ازتون خواهش ميكنم يه كاري كنين كه درس جبر خطي تو تابستون ارايه بشه آخه پيش نياز چندين درسه تو رشته علوم كامپيوتر. اگه بشه هيچ وقت لطفتونو فراموش نمي كنم.(التماس)



 
انشاء اله (امتیاز : 1)
توسط shohreh (grape_2000_grape@yahoo.com) در مورخه : سه شنبه، 14 خرداد ماه ، 1387
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
سلام اميدوارم كه واحد اراءه كنند و از گزند سوالات عجيب هم در امان بمانيم!!!!! (آمين)



 
مقايسه! (امتیاز : 1)
توسط shafinia در مورخه : سه شنبه، 14 خرداد ماه ، 1387
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
جناب استاد اگر حضرتعالي و ديگر اساتيد محترم شرايط دانشجويان پيام نور و ديگر دانشگاههاي دولتي و غير دولتي را مقايسه فرماييد مشاهده مي كنيد كه با وجود سختيها و مشكلات دانشجويان پيام نور با توجه به سيستم امتحانات ديگر تواني براي دانشجو براي مواجهه با سوالات غير عادي باقي نمي ماند از طرفي عدم ارايه دروس در تابستان منجر به افزايش طول تحصيل و افزايش هزينه هاي بي مورد به دانشگاه و دانشجو به خصوص براي دانشجويان ترم آخر است لذا هر گونه لطف اساتيد در زمينه ارايه دروس در تابستان و طرح سوالات عادي و استاندارد موجب كمك به خيل كثيري از دانشجويان دانشگاه پيام نور است



 
چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است (امتیاز : 1)
توسط samiezad در مورخه : چهارشنبه، 29 خرداد ماه ، 1387
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
سلام استاد واقعا دسمریزاد و خشته نباشید. از شواهد پیداست کم کم گروه داره جای خوش رو در تصمیم گیری های اساسی باز میکنه، اما خبر ارائه ترم تابستونی به غیر پیام نوری هر پیامد غیر ممکن مثبتی هم که داشته باشه نمیتونه مضرات صرف نیروی انسانی و برنامه ریزی های هماهنگی و ...... که تا حالا برای خود پیام نوری صرف نشده، تحت شعاع قرار بده. وااااااااااااقعا چه دلیلی داره امکانات و سرویس هایی رو که تا حالا خود پیام نوری ندیده به زور تو حولقوم کسی میکنن که اصلا بهش نیازی نداره.اگه فرصت و بودجه ای پیش اومده که خودی نشون بدن و دلی به دست بیارن والا بلا من خودم از خودمون کلی دل سراغ دارم که خونه.انصاف نیست با این همه مشکل درون سازمانی سرویس برون سازمانی داشته باشیم.



 
داستان (خدا بزرگتر از سلطان محموده) (امتیاز : 1)
توسط barans (soudabeh.alizadeh@yahoo.com) در مورخه : شنبه، 1 تير ماه ، 1387
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی) http://www.cheshmak313.blogfa.com
خدا از سلطان محمود بزرگتر است هر گاه یک نفر از ظلم و ستم دیگری وحشت دداشته باشد و مدام در فکر این باشد که چه وقت از طرف شخص ظالم دردسری برایش ایجاد میشود دیگران امیدوارش میکنند و می گویند:{ای بابا! فکرش را نکن، خدا از سلطان محمود بزرگتره} درباره ی این ضرب المثل می گویند: روزی سلطان محمود بر لب ایوان بارگاه خود قدم می زد.چشمش به زن نجاری افتاد.سخت عاشق و بی قرار زن شد.از وزیرش راه چاره خواست.وزیر که خیلی زیرک و موذی بود گفت: اگر شاه این راز را فاش کند یا بخواهد علنی نجار را بکشد، خیلی بد میشود.چه خوب است به نجار ایرادی بگیریم و به او بگوییم: در مدت یک شبانه روز باید برای ما یک بار جو از چوب بتراشی.اگر از یک بار حتی یک سیر هم کم باشد تو را بدون چون و چرا میکشیم. سلطان محمود به هوش وزیر افرین گفت و او را مآمور این کار کرد. وزیر رفت در خانه ی نجار و قضیه را به او حالی کرد و گفت تا فردا باید یک بار جو از چوب بتراشد و تحویل دهد.نجار بیچاره که از همه جا بی خبر بود و نمی دانست سلطان محمود می خواهد با این بهانه او را دنبال نخود سیاه بفرستد، نزدیک بود از ترس قالب تهی کند. با ترس و و حشت آمد و قضیه را به زنش گفت و راه چاره خواست.زن نجار که خیلی دانا و هوشیار و عفیفه و پاکدامن بود به اصل مطلب پی برد و به شوهرش گفت: چرا خودت را باخته ای؟ترس نکن.خدا از سلطان محمود بزرگتراست. هر چه زن او را دلداری داد بی نتیجه بود.شب که شد مرد نجار مشغول کار و تراشیدن جو از چوب شد و زنش مرتب می گفت:یالا بلند شو و با فکر راحت بخواب تا صبح خدا بزرگ است. ولی نجار هوش و حواسی نداشت و از ترس ارام نمی گرفت تا اینکه صبح شد و نجار فقط یه مشت جو تراشیده بود. با زنش وداع کرد و گفت:الان غلامان شاه میایند و مرا میبرند و به چوبه ی دار میکشند. زن باز هم گفت:نترس، خدا از سلطان محمود بزرگتر است. در این گفتگو بودند که دیدند در خانه زده شد.رنگ از صورت نجار پرید و نزدیک بود روح از تنش پرواز کند.به زنش گفت: من که قادر نیستم تو برو و جواب انها را بده...زن رفت و در را باز کرد و دید نوکران سلطان محمود امده اند.بیچاره خیال کرد برای بردن بار جو وشوهرش آمده اند. پرسید:با کی کار دارید؟ گفتند:شوهرت را می خواهیم ببریم.سلطان محمود مرده.باید برای او تابوت درست کند. زن با خوشحالی برگشت و موضوع را به شوهرش حالی کرد و گفت: نگفتم نترس خدا از سلطان محمود بزرگتر است؟ نجار باز هم باور نمی کرد.اما وقتی از نزدیک مرده ی سلطان محمود را دید باورش شد........ داستان سلطان محمود چند روایت داره که یکیشو خانم رحمتی گفتند و یکی دیگشو من ...البته خیلی با هم فرق ندارند اما خب هر 2 تاشو بدونیم بد نیست...!!!



 
داستان (خدا بزرگتر از سلطان محموده) (امتیاز : 1)
توسط barans (soudabeh.alizadeh@yahoo.com) در مورخه : شنبه، 1 تير ماه ، 1387
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی) http://www.cheshmak313.blogfa.com
خدا از سلطان محمود بزرگتر است هر گاه یک نفر از ظلم و ستم دیگری وحشت دداشته باشد و مدام در فکر این باشد که چه وقت از طرف شخص ظالم دردسری برایش ایجاد میشود دیگران امیدوارش میکنند و می گویند:{ای بابا! فکرش را نکن، خدا از سلطان محمود بزرگتره} درباره ی این ضرب المثل می گویند: روزی سلطان محمود بر لب ایوان بارگاه خود قدم می زد.چشمش به زن نجاری افتاد.سخت عاشق و بی قرار زن شد.از وزیرش راه چاره خواست.وزیر که خیلی زیرک و موذی بود گفت: اگر شاه این راز را فاش کند یا بخواهد علنی نجار را بکشد، خیلی بد میشود.چه خوب است به نجار ایرادی بگیریم و به او بگوییم: در مدت یک شبانه روز باید برای ما یک بار جو از چوب بتراشی.اگر از یک بار حتی یک سیر هم کم باشد تو را بدون چون و چرا میکشیم. سلطان محمود به هوش وزیر افرین گفت و او را مآمور این کار کرد. وزیر رفت در خانه ی نجار و قضیه را به او حالی کرد و گفت تا فردا باید یک بار جو از چوب بتراشد و تحویل دهد.نجار بیچاره که از همه جا بی خبر بود و نمی دانست سلطان محمود می خواهد با این بهانه او را دنبال نخود سیاه بفرستد، نزدیک بود از ترس قالب تهی کند. با ترس و و حشت آمد و قضیه را به زنش گفت و راه چاره خواست.زن نجار که خیلی دانا و هوشیار و عفیفه و پاکدامن بود به اصل مطلب پی برد و به شوهرش گفت: چرا خودت را باخته ای؟ترس نکن.خدا از سلطان محمود بزرگتراست. هر چه زن او را دلداری داد بی نتیجه بود.شب که شد مرد نجار مشغول کار و تراشیدن جو از چوب شد و زنش مرتب می گفت:یالا بلند شو و با فکر راحت بخواب تا صبح خدا بزرگ است. ولی نجار هوش و حواسی نداشت و از ترس ارام نمی گرفت تا اینکه صبح شد و نجار فقط یه مشت جو تراشیده بود. با زنش وداع کرد و گفت:الان غلامان شاه میایند و مرا میبرند و به چوبه ی دار میکشند. زن باز هم گفت:نترس، خدا از سلطان محمود بزرگتر است. در این گفتگو بودند که دیدند در خانه زده شد.رنگ از صورت نجار پرید و نزدیک بود روح از تنش پرواز کند.به زنش گفت: من که قادر نیستم تو برو و جواب انها را بده...زن رفت و در را باز کرد و دید نوکران سلطان محمود امده اند.بیچاره خیال کرد برای بردن بار جو وشوهرش آمده اند. پرسید:با کی کار دارید؟ گفتند:شوهرت را می خواهیم ببریم.سلطان محمود مرده.باید برای او تابوت درست کند. زن با خوشحالی برگشت و موضوع را به شوهرش حالی کرد و گفت: نگفتم نترس خدا از سلطان محمود بزرگتر است؟ نجار باز هم باور نمی کرد.اما وقتی از نزدیک مرده ی سلطان محمود را دید باورش شد........ البته این داستان به چند شکل روایت شده که یکیش رو خانم رحمتی گفتند و اون یکیشو من...زیاد با هم فرق ندارند اما اگه هر 2 تا شو بدونیم بد نیست....


لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه :
نمونه سوالات موزد نياز شما


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 4


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


دکفا

صفحه اصلي |  جستجو search |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما

وبگاه حسن عسكرزاده


استفاده مطالب در موارد دروس پیام نور - نمونه سوالات پیام نور - هوش مصنوعی -گرافیک کامپیوتری - مهندسی نرم افزار - زبان ماشین و برنامه سازی - منابع پیام نور - مهندسی کامپیوتر - مهندسی فناوری اطلاعات - علوم کامپیوتر با ذكر منبع بلامانع است